باد

وقتی وزید باد
برگ از درخت های تنم افتاد
از آینه غبار فرو ریخت
مردی ورای آینه ظاهر شد
وقتی وزید باد
از من دوید
این ناشناس خسته ی عریان
در انتهای آینه پنهان شد

/ 0 نظر / 8 بازدید