از گذشته ها

گویی زمین سفارت جانم نیست
ورد سعادتی به زبانم نیست
من آیه های سوره ی انکارم
گلدسته ای برای اذانم نیست
موسیقی ترانه ی بارانم
گوشی برای شور بیانم نیست
من لحظه های زشتی تاریخم
مردی به فکر قید زمانم نیست
من بینشی که مرده ازین تکرار
کانتی برای حل جهانم نیست
من مرزهای خسته ی یک جنگم
من آرشم که تیر و کمانم نیست

/ 0 نظر / 13 بازدید